تبليغاتX
..:: یا رب 121 ::.. - مختصری از زندگينامه امام علی النقی.ع
ミ★ミ آرشيو مطالب
ミ★ミ زندگینامه پیامبران
ミ★ミ زندگینامه امامان ، معصومین و ...
ミ★ミ زندگینامه صالحان
ミ★ミ اشعار مذهبی
ミ★ミ انتظار
ミ★ミ واقعه غدیر خم
ミ★ミ درباره وبلاگ
خـمیـنی رفت فرزندش عـلـی هست
خــدا را شــکر بر امــت ولــی هست.
کوروش کبیر : فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزاء بدنم ، ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــ
سلام به همگی
من پیمان هستم ، اهل شهرستان آمـــاردها ( آمـــل ) . دانشجوی علوم سیاسی رینه و شایدم ساری .آدم زیاد مذهبی نیستم اما آدمای مذهبی رو دوست دارم . عاشق آمـــل هستم و همچنین ایـــران . موسیقی و ورزش رو دوست دارم و داد میزنم و میگم
مـن از دیـار دمــــــاونـــــــــــدم ( آمــل )
ミ★ミ لينك دوستان
یوسف زهرا ( بهترین وبلاگ مذهبی )
فهرست سایتهای ایرانی
تبلیغات رایگان در اینترنت
gaza
غزه
لینکستان دات کام
فهرست وب سایتهای ایرانی
ثبت در موتور جستجوی دهیو
تـــقـــریـــرات
WebSoftDownload.Com
فهرست سایتهای ایرانی
تبلیغات رایگان و تبادل لینک
به خدا مي آيد مهدي فاطمه
مجمع منتظران ظهور مهدی
قالب رایگان و حرفه ای ترین قالب ها
پیدای پنهان
دایرکتوری تبادل لینک
یگانه منجی عالم
قالب های حرفه ای وبلاگ
..:: یا رب 121 ::..
محبان ال یاسین (ع)
هيئت لثارات الحسين
اسلام دین برگزیده
لینکستان ایرانیان
حضرت رسول (ص)
مـــولای تـــنها و غریبـــم
محبين ثارالله علیه السلام (کیش)
عاشقان خدا
شمیم یار
-:- حس غـــریب -:-
حامیان ولایت
مرکز بازیهای آنلاین
excellent.ir
بهترین قالب ساز بلاگفا|TAKP30
ستاره ی شبای ناپدید
قالب های حرفه ای وبلاگ
بوی گل نرگس
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته
تالارهای گفتگو عاشقی
|زیباترین قالب های وبلاگ|
گفتگو با خدا
شاید دلتنگی باشه شاید عشق
..:: یالثارت الحسین ::..
×××دل شیفته×××
طب سنتی و اسلامی
فدایی سید علی
کیاپی نیوز
دخترای بسیجی
امام زمان نفس همیشگی ام
آرمانخواهی انسان
دانلود کلیپ/عکس/نرم افزار
:: شهره عشق ::
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
شاید این جمعه بیاید شاید
بچه شیعه دات آی آر
سلسله ی هخامنشیان
مقاومت در برابر ناتوی فرهنگی
سید محمد
ミ★ミ جادوی فتوشاپ ミ★ミ
مهر بیکران
كلوب تفريحي بازيهاي آنلاين
آگهی رايگان
نیازمندیها پاپیون (درج آگهی و تبلیغات)
بهترین سایت دانلود
دیوان کامل حضرت شاه نعمت الله ولی
هیئت ابولفضلیهای باغ فردوس
بانوی بی نشان حضرت فاطمه (س)
آگهی رایگان
ミ★ミ آمار و امكانات
..:: یا رب 121 ::..
پيام مديريت وبلاگ : .با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ یا رب 121 خوش آمديد .
یا علی جان امروز عاشوراست این سرزمین هم کربلاست ، پس خوشا به حال آنان که حسین و یزید زمانه ی خویش را شناختند .
ای رهبر حق شناس و آگاهم - - تا لحظه ی مرگ با تو همراهم
مختصری از زندگينامه امام علی النقی.ع

زندگينامه امام هادي (ع)

1.حضرت امام علی النقی الهادی  (ع )
2. اصحاب و ياران امام دهم (ع )
3. صورت و سيرت حضرت امام هادی  (ع )
4.شهادت امام هادی (ع )
5. زن و فرزندان امام هادی  (ع )

حضرت امام علی النقی الهادی  (ع )
تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی  النقی  (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری  نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای  از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی  نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی  متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت . به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای  خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند . و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است . از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای  زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد . با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری  خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند . بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی  نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی  حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی  از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند . پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی  متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . او نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی  ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است . باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی  کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود . مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی  به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی  حاصل مي شود . چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی  در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست . آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری  سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود . با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری  بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی  داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد . اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " . در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی  ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی  امام و رفت و آمدهايی  که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی  عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی  در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "

اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی  چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است . متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی  (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت . در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی  (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته . نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی  شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی  مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی  برای اين کار مأموريت داشته است . زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی  و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .

صورت و سيرت حضرت امام هادی  (ع )
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هايش اندکی برآمده و سرخ و سفيد بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسيار مي کرد . امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند . خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی  خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای  بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .

شهادت امام هادی  (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری  به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای  که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای  حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

زن و فرزندان امام هادی  (ع )
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری  گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ، يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي " عليه " .


دسته بندی مطلب : زندگینامه امام هادی.ع
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 توسط پیمان | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» طالب سبزم نه این سبز ریا // سبز هم بازیچه شد مهدی بیا
» باران رحمت الهی ، شرمنده حضور مردم مازندران
» غدير و نظام سياسى اسلام - تبيين نظام سياسى اسلام در غدير
» غدير و نظام سياسى اسلام - غدير و فلسفه سياسى اسلام
» ویژه نامه عید نوروز
» اهل سنت و واقعه غدير
» غدير در نگاه اهل بيت(ع) - غدير از گلوى شقايق
» اجراي طرح قرآن در خانه براي نخستين بار در کشور در شهرستان آمل
» غدير در نگاه اهل بيت(ع) - عيد غدير در سيره اهل‏ بيت.ع
» غدير در نگاه اهل بيت(ع) - خطبه غديريه امام على.ع
» غدير در نگاه اهل بيت(ع) - يك جرعه غدير
» غدير از نگاه چهارده معصوم
» پيام رهبر معظم انقلاب به آقاي اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانوني حماس
» سند حديث غدير
» غدير از نگاه قرآن (واقعه غدير يا اكمال دين)
» فوري / شمارش معكوس براي انفجار بمب گوگلي غزه
» غدير از نگاه قرآن (قرآن و رويداد غدير)
» ویژه نامه عید غدیر
» غزه خاموش و بی‌صدا درحال مرگ است.gaza
» واقعه غدیر خم
» داستان غــدیــر
» متن خطبه غدیر (فارسی)
» متن خطبه غدیر (عربی)
» گزارش اجمالی از منابع و اسناد خطبه غدیر
» اسناد و رجال روايت كننده متن كامل خطبه غدير
» منابع و اسناد واقعه غدیر در کتب اهل سنت
» اعمال عید سعید غدیر خم
» چيزي شبيه عشق
» ظهور ناگهاني فرا مي‌رسد
» دعاي فرج بخوان تا ظهور را دريابي.
» زندگینامه حضرت محمد (ص)
» زندگینامه امیرالمومنین امام علی (ع)
» زندگینامه امام حسن مجتبی (ع)
» زندگینامه امام حسین (ع)
» زندگینامه امام سجاد (ع)
» زندگینامه امام محمد باقر (ع)
» زندگینامه امام جعفر صادق (ع)
» زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
» زندگینامه امام رضا (ع)
» زندگینامه امام جواد (ع)
» زندگینامه امام هادی (ع)
» زندگینامه امام حسن عسگری (ع)
» زندگینامه امام مهدی (عج)
» زندگینامه حضرت اباالفضل (ع)
» زندگینامه حضرت علی اکبر (ع)
» زندگینامه حضرت فاطمه (س)
» زندگینامه حضرت معصومه (س)
» زندگینامه حضرت سکینه (س)
» زندگینامه حضرت فاطمه بنت اسد (س)
» زندگینامه حضرت خدیجه (س)
» زندگینامه مرحوم محمدرضا آقاسی
» متن اشعار محمدرضا آقاسی
» انتظار
» فلسفه انتظار
» معنى انتظار
» دشوارى انتظار
» انتظار و قصد قربت
» انتظار مثبت و انتظار منفى
» عاشورا و انتظار
» منتظران حقيقى
» زمينه سازان ظهور
» انتظار در فرهنگ شیعه
» آثار تربیتی و روان‏شناختی انتظار
» نگاهی دوباره به انتظار
» چگونه فرزندان منتظر بپرورانیم؟!
» ضرورت انتظار از زبان ائمه (ع)
» ازجمله وظایف منتظران از زبان ائمه
» چيزي شبيه عشق
» ظهور ناگهاني فرا مي‌رسد
» دعاي فرج بخوان تا ظهور را دريابي.
» ویژه نامه عید غدیر
» داستان غــدیــر
» واقعه غدیر خم
» متن خطبه غدیر (فارسی و عربی)
» منابع و اسناد خطبه غدیر
» مدارك متن كامل خطبه غدير
» اسناد واقعه غدیر در کتب اهل سنت
» سند حديث غدير
» اعمال عید سعید غدیر خم
» غدير از نگاه چهارده معصوم
» غدير از نگاه قرآن
» غدیر در نگاه اهل بیت (ع)